احمد مجد الاسلام كرمانى
102
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
هست نه علامت خاصى و بعد از صحه ديگر غير از مهر پادشاهى معطلى ندارد و مهر پادشاه هم در نزد شخص مخصوص است كه رسومى معين دارد ، كه در الفاب بمختصر مبلغى امر قطع مىشود . اما در باب حقوق و مواجب و يا خالصجات فروش از قرار تومانى يك قران و پانزده شاهى رسوم مهر كردن فرامين را مهردار ميكرد و در سال مبلغى بابت اجاره اجاره مهر سلطنتى بدولت ميپردازد . جعل القاب مجملا ثالثا آنكه چون القاب رواجى گرفت و زياد شد و طالبين القاب ديدند حدودى مخصوص در اين كار نيست لهذا خواستند كه بدون تحمل مخارج فرمان سياسى صاحب لقب شوند لهذا وسائلى مخصوص اختراع نمودند كه آنها را به مقصود ميرسانيد ، مثلا از كرمان فلان آخوند نكره عريضهاى بصدر اعظم مينوشت و در آخر كاغذ امضا ميكرد سلطان العلماء ديگرى مهرى هم در دو قران تمام ميكرد و سر پاكت را با آن مهر كه بميل خودش كنده بود مهر مينمود و پاكت را به پستخانه ميداد ، بعد از سه چهار هفته جوابى از صدراعظم ميرسيد كه عنوانش را نوشته بود : جناب سلطان العلماى كرمان ملاحظه نمائيد ، همين پاكت سلطان العلماء بودن آن آخوند را مدلل ميساخت ، وسيله ديگر آنكه اشخاصى كه در طهران آشنائى داشتند خواهش ميكردند كه سفارشى از صدراعظم خطاب به حاكم درباره صادر نمايد و آن شخص هم از يكى از منشيان صدارت ، خواهش ميكرد كه سفارشنامه به اين مضمون در باره مجد العلما يا امين الاسلام يا معين الشريعه يزد يا كرمان يا شيراز و و و به حاكم آنها صادر كن او هم در نهايت سادگى مينوشت كه : « جناب مستطاب اجل اكرم فلان الملك يا سركار اشرف ارفع و الا شاهزاده فلان الدوله ، جناب مستطاب آقاى امين الشريعه از بستگان مخصوص اينجانب و رعايت احوال او را همه وقت لازم ميدانم ، لهذا از حضرت و الا با جناب